آرشیو برای جولای 8, 2007

نگاهی به وضعیت نابسامان شهر رشت

سلام
قراره که از این به بعد گهگاهی در اینجا بنویسم .
خوشحالم از اینکه به جمع نویسندگان گیلانیان پیوستم و از AmiN عزیز هم ممنونم که دعوت کرد در اینجا بنویسم .

مقوله شهر از مسائل مورد علاقه ام هست .
شهر مکان زندگی انسانهاست . فکر می کنم در این جمله اهمیت مقوله شهر نمایان باشه . مقوله ای که اکثر مکاتب فکری و فلسفی در باب ساخت و اداره آن نظر داده اند .
می خواهم کمی درباره شهر رشت و مشکلات و معضلاتی که این شهر با آنها دست و پنجه نرم می کند صحبت کنم .

رشت، ابتدا قصبه ای بود كه در ميان دو رودخانه گوهررود و سياهرود قرار داشت و از اين جهت نيز قدمت ديرينه دارد. ولی از جهت سابقه شهری، اولين بار حمدا… مستوفی، در قرن هشتم هجری، از اين شهر نام برده است. نام قديمی رشت دارالمرز يا دارالامان بوده كه قبل از اين دو، به آن بيه می گفته اند.بيه در لغت نامه ها، رود و يا مصب بين دو رودخانه معنی شده است و چنين به نظر می رسد كه دليل اين نامگذاری، قرار گرفتن آن در ميان دو رودخانه است كه به مثابه حفاظ و ديوار شهر محسوب می گرديد.رشت كه به شهر بارانهای نقره ای معروف است. مركز استان گيلان ميباشد و برای اولين بار نام آن در كتاب حدود العالم كه به سال ۳۷۲ هـ.ق نگارش يافته با صفت ناحيه بزرگ آمده است.در دوران مشروطه و بعد از آن، گيلان به يكی از كانونهای تحولات سياسی، اجتماعی و اقتصادی ايران تبديل شد. نهضت استقلال طلبانه جنگل، گسترش شهرها، تاسيس آموزشگاه های متعدد و ارتقای سطح فرهنگ شهروندان رشت،اين شهر را در زمره پيشروترين شهرهای كشور قرار داد.
آنچه گفته شد مروری کوتاه بر گذشته و تاریخچه این شهر بود .

اما اکنون در سال 1386 هجری خورشیدی برابر با 2007 میلادی شهر رشت در چه وضعیتی به سر می برد ؟

دو رودخانه این شهر یکی مقام اولین و دیگر سومین رودخانه آلوده جهان را از آن خود کرده اند چرا که سالهاست فاضلاب این شهر مستقیما در این رودخانه ها تخلیه می شود !
جالب است بدانید که شهر روم باستان در حول و حوش دو هزار سال قبل دارای شبکه فاضلاب بهداشتی بوده اما ما … ؟
آقایان به قول خودشان مثلا لایروبی انجام داده اند . تابلویی زده شده و چند بیل مکانیکی روانه رودخونه شده … و در نهایت تعدادی ماهی در رودخانه رها سازی شده و بعد آقایان تشریف آورده و یک ماهی از آب بیرون آورده اند که بله در عرض یک سال چنان لایروبی ای انجام گرفته که ماهی در زرجوب پیدا شده !!!
سرنوشت پولی که سازمان ملل برای این پروژه اختصاص داد نامعلوم است …

شاید باورتان نشود اما از نظر سرانه فضای سبز شهر رشت پایین تر از شهر کویری یزد قرار گرفته که این خود جای بسی پرسش دارد که چگونه شهری که در دل کویر است از شهری که در دل جلگه ای سبز با آب و هوای معتدل مدیترانه ای قرار دارد فضای سبز بیشتری دارد !
با وجود چنین آماری ، هنوز هم بر سرتبدیل زمین پر از درخت 7000 متری روبری بانک صادرات بین چهارراه میکائیل و میدان فرهنگ به فضای سبز، دعوا است .

در باب معماری و منظر شهری هم عدم وجود یک ممیزی و نظارت کارشناسانه و نبود دستورالعمل های لازم سبب شده که طیف ناهمگونی از معماری را در خیابان های شهر رشت شاهد باشیم .
منظر شهری هنر یکپارچگی بخشیدن بصری و ساختاری به مجموعه ساختمانها ، خیابانها و مکانهایی است که محیط شهری را می سازند. از یک منظر خوب وقتی با خبر می شویم که آن را مشاهده کنیم . ما طبیعت ، کوه ها ، زمین های پست و بلند ، جنگلها ، بدنه های سبز ، فضاهای انسانی و روستاها را می ستاییم. نقطه مقابل و همجوار این فضا ، شهر و یا جایی است که اغلب ما ، در طول سال در آن زندگی می کنیم . امکان دیدن مناظر طبیعی در تمامی طول سال هم ممکن است برایمان فراهم نباشد در حالی که منظر شهر را هر روز می بینیم و لذت بصری ما از شهر در گروی وجود یک منظر شهری خوب است . محیط شهری فضایی است واجد سرزندگی ، تحرک و جنب و جوش که لازمه یک منظر خوب شهری هست.
شهر یک رویداد هیجان انگیز در محیط است . اگر شهر به نظر خسته کننده و بی روح جلوه کند ، شهر پاسخگوی نیازهای مردم آن نبوده و تجربه ای شکست خورده است .
برای مثال خیابان امام و یا خیابان بین شهرداری و سبزه میدان می توانستند پیوندی با گذشته این شهر باشند و با حفظ بافت سنتی و معماری خویش با بهسازی و اصلاحات کارشناسانه ، زیبایی بخش لحظات عابران باشند اما…
(من 5 سال اول زندگی ام را در خانه ای در خیابان شیک دقیقا در جوار میدان شهرداری رشت گذراندم و وقتی فلاش بک هایی که از مناظر این خیابان ها در آن زمان دارم را با وضعیت فعلی مقایسه می کنم متاسف می شوم چه برسد به آنهایی که قبل از انقلاب را دیده اند … )

درمصاحبه ای از رضا کیانیان درباب شهر ! خوانده بودم که در شهر پاریس چنانچه کسی بخواهد رنگ نرده های خانه اش را عوض کند می بایست از شهرداری اجازه بگیرد چرا که طراحی و ساخت بافت و نمای شهری از دستورالعمل ها و آئین نامه هایی که توسط کارشناسان خبره تهیه شده پیروی می کند نه مانند ایران که هر کس هر چه دل تنگش خواست به نام ساختمان می سازد . برای نمونه ساختمانی با سنگهای کرم و شیشه های رفلکس آبی که در دوطرف آجرهایش نمایانند !!! کجاست ذوق و هنر ترکیب رنگها و طراحی منظر ؟ ایران سرزمینی با معماران بزرگ بوده و هست ، پس چرا به این روز افتادیم ؟
ساختمانهایی با نمایی متقارن که امروزه در خیابانهایمان شاهدشان هستیم اکثرا از سبک مدرنیسم که نیازهای انسان را تنها کار ، تفریح ، مسکن و حمل و نقل می دید پیروی می کنند . سبکی با اعتقاد شهر ماشینی و شهر بر مبنای عملکرد و به سردمداری کسانی چون لوکوربوزیه فرانسوی با خانه های به مانند قوطی کبریت .
به وضعیت فعلی شهرهای اروپا نگاه کنید . خیابان ها معماری سنتی خود را حفظ کرده اند ، تلفیق موفق گذشته و حال و به نوعی ، پست مدرنیسم ( فرا نوگرایی) . اما ما خیال می کنیم که پیشرفت و توسعه یعنی خراب کردن ساختمانهای قدیمی و ساختن سازه هایی از شیشه وفلز و بتن یا نماهای رومی و …
( جالب است بدانید که مدرنیسم در معماری و شهرسازی مرگی نمادین داشته است .
در ساعت 3 و 32 دقیقه بعد از ظهر 15 جولای سال 1972 رسما مدرنیسم مرد و پست مدرنیسم آغاز شد !!!
در این لحظه ، مجموعه مسکونی پروت-ایگو در ایالت میسوری امریکا که برنده جایزه شده بود و از نظریات لوکوربوزیه در مورد ماشین برای زندگی جدید پیروی کرده بود ، به طور کامل منفجر و تخریب شد !!! )
پارک ها و فضاهای سبزمان تبدیل به پاتوق معتادان و اراذل و اوباش شده است .
کسی جوابگوی خیابانهای آسفالته پر از چاله چوله ی شهر نیست . مگر ناظری بالای سر پیمانکار نبوده ؟
البته کنده کاری های مکرر ادارات مختلف حتی اگر آسفالت خوبی هم انجام شود آن را برباد می دهد.

در باب ترافیک هم چند سالی هست که وضعیت به حال قرمز درآمده . حتی فکر عبور با ماشین از خیابان تختی در ساعت 6 بعد از ظهر بدنم رامی لرزاند !
جالب است بدانید که نسبت تعداد ماشین به جمعیت در ایران بسیار کم تر از کشورهایی چون ایالات متحده هست اما چرا ما چنین ترافیکی را در خیابان هایمان شاهد هستیم . دلیل اصلی را میتوان در عدم توجه به زیر ساختهای لازم دانست . وقتی فقط ماشین تولید کنیم و مردم را تشویق به خریدن کنیم اما خبری از توسعه خیابانها و بزرگراه های درونشهری نباشد معلوم است که نتیجه چه می شود …
چند سالی هست که آقایان درگیر ساخت کنار گذر رودخانه زرجوب از فلکه صیقلان به تختی یا ساخت تقاطع غیر همسطح در فلکه جنبازان ابتدای جاده لاهیجان هستند. واقعا فکر می کنید که یک چنین پروژه هایی می توانند حتی بخشی از مشکلات حمل و نقل در این شهر رو برطرف کنند ؟
نه خیر ، ساختار شهر رشت برای این تعداد جمعیت طراحی نشده بوده و سیل مهاجران و زاد و ولد در سالهای پس از انقلاب روز به روز به مشکلات این شهر افزوده اما کیست که بخواهد کاری کند ، کیست که تنها و تنها به فکر پر کردن جیب خویش نباشد ؟
کمربندی های شهر که به نوعی نقش راه های شریانی را برعهده دارند تبدیل به خیابان شده اند .
مدیران شهرداری تنها به برنامه های کوتاه مدت اتکا کرده اند . این دیگر قاعده مدیریت در ایران شده است . همه به دنبال تصمیمات عوام فریبانه هستند . کسی به دنبال برنامه ریزی جامع و دراز مدت نیست هرچند اگر کسی هم اینکار را انجام بده نفر بعدی بلافاصله بعد از روی کار آمدن همه را نقش بر آب خواهد کرد .
یکی نیست به این آقایان بگوید مشکل این شهر چهارتا نورافکن روی بام شهرداری گذاشتن نیست اما خب من که حداقل فکر می کنم که آقایان مشکلات را خیلی بهتر از من و شما می دانند اما عوام فریبی را عشق است …
شهرهایی مثل اصفهان را با رشت مقایسه کنید ؛ یا شهری مثل مشهد که عرض خیابانهایش از عرض کمربندی های شهر ما بیشتر است .
در باب مدیریت بحران هم اولین موردی که به ذهن می رسه فاجعه برف بهمن 83 هست .
ناتوانی مدیران شهر باعث بروز مشکلات فراوان در سطح شهر شد در صورتی که با 2 تا گریدر میشد لا اقل چند خیابان اصلی شهر را قابل رفت و آمد نگه داشت …

رشت یک ده بزرگ است

در این مسئله شک نکنید .

و برای تحول این ده بزرگ نیاز به مدیری همچون کرباسچی داریم .

مسلما کسانی که با رای خریدن سر کار اومده باشن بدنبال حل مشکلات من و شما نخواهند بود و مدیری از تبار خودشون انتخاب خواهند کرد و لاغیر …
این حقیر که امید چندانی به حل این مشکلات نداره .

به قول ترانه ای در یکی از آهنگهای محسن نامجو :
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را کین عمر طی نمودیم اندر امیدواری …

شاد باشید

(14) دیدگاه