بایگانیِ مارس, 2007

شیمه نوروز موبارک ببی

سلام عرض کونم به همه ی گیلونیون عزیز
اومیدوارم که بوتونم شیمی همره ایته جمع صمیمی و سر زنده بداریم
.
از امین هم تشکور کونم که مونه به ای وبلاگ دعوت بوده
در ضمن ای عکس هم از می برار حجت ایسه که از دیلمون بیته.

(4) دیدگاه

عیدی

نگین خانوم 6 سالشه. توی بافت قدیمی پوردسر (لاهیجان )زندگی می کنه. نگین خانوم عکس گرفتن رو دوست داره. و اینقدر شیطونه که حتی به زنگ در خونه خودشون هم رحم نمی کنه. با پیرزنه دوسته. به همه رهگذرا سلام میگه، حتی به زنِ عباس آقا خیار فروش که ما رو توی خونه اش راه نمی داد. یعنی حتی از اون هم نمی ترسه. عکس نگین، حتی اگه مال دی ماه باشه، حتی اگه تو بک گراندش آجرای کهنه 100 ساله ببینی، معنی بهار رو می ده. موافقید؟

۱ دیدگاه

وب‌موجی با گرايش ادبی-نوروزی!!!

درباره گورستان پرلاشز/ از نفيسه نواب‌پور

راديوگيلک، وهاری برنامه/ برنامه راديواينترنتی ورگ، ويژه نوروز

نوسال/ يک فيلم خوب گيلکی، با بازی ناصر وحدتی

نتايج مسابقه گيلکی نويسی/ سه مطلب برگزيده مسابقه گيلکی‌نويسی ورگ را بخوانيد

گُم‌ورزی/ داستانی از سعيد شريفی

می هف‌سين/ وقتی يک گرگ سفره هفت‌سين بچيند

قطبِ نج‌شنبه/ داستانی از ايمان اسلاميان

مهمانی/ داستانی از ايمان اسلاميان

فروشگاه ورگ/ جايی برای تهيه محصولات فرهنگی گيلکی

نوشتن دیدگاه

همین سه تا

فعلا این سه تا را داشته باشید:
و آس برنده ما چیزی نیست جز مصاحبه با جواد یساری
نکته: آشنایی من با جود یساری به یکی از روزهای سال سوم دبیرستان توی ماشین توسط یک راننده با حال صورت گرفت . جواد ترانه معروف” بچه ها شیرینی زندگی اند” رو می خوند و من تمام راه رو قهقهه زدم. و راننده کم مونده بود مثل یه آشغال از ماشین پرتم کنه بیرون. بعد ها در جایی به نام دانشکده معماری بود که توی کارگاه بچه ها موزیک های رنگ و وارنگ می گذاشتند و من کافی بود احساس کنم کسی توی حس یه آهنگ رفته! با تمام قوا فریاد میزدم: “جواد یساری بزارین!!!!” و این سیر تکاملی همچنان ادامه دارد…

(2) دیدگاه

خورگام

خورگام نگینی است زیبا که 43 روستا و یک شهر را در خود جای داده است.خورگام منطقه ای است کوهستانی در جنوب گیلان، که در میانه چهار بخش عمارلو ، دیلمان و پیرکوه ، رحمت آباد و بلوکات و بخش مرکزی سیاهکل قرار دارد. خورگام داراي آب و هواي معتدل کوهستاني و بسيار مطبوع مي باشد که هر يک از فصل هاي آن زيبايي هاي خاص خود را دارند.

متن کامل اين معرفی را در اين‌جا بخوانيد.

پی‌نوشت:
جنبش مرداويج گيلی/ مقاله‌ای به قلم رضا رضازاده لنگرودی
ايله‌جار/ معرفی کتاب شعر ايله‌جار، مجموعه سروده‌های نيمايی محمد بشرا
پرچين/ دانلود آلبوم موسيقی پرچين با صدای ناصر مسعودی
کار ما شايد اين است…/ بی‌اجازه سهراب سپهری

(2) دیدگاه

چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری جشنی است غیر سیاسی و غیر مذهبی، بیایید انگونه
که بود ان را پاس بداریم، بیاید به جای هراسانندن یک دیگر فقط به شادمانی
و پایکوبی بپردازیم، بیایید این گنجینه را به درستی به اینده گان منتقل کنیم.
مرد پیر
مطلبی از استاد رجبی در این باب :
کمی بیشتر از اندکی جای دریغ است که برخی از مردم این سرزمین کهنسال می پرسند که جشن کهن چهارشنبه سوری این هفته است یا هفتۀ آینده! پیداست که پس فردا، سه شنبه شب، بیست و دوم اسفندماه. زیرا چهارشنبۀ هفتۀ دیگر، نخستین روز سال نو است که می خواهیم مبارکمان باشد… و از ریشۀ این جشن می پرسند. به نظر من زیاد نباید در پی ریشه های جشن های بسیار بسیار کهن ملت ها بود. به ویژه هنگامی که همۀ نشانه ها حکایت از این دارند که سابقۀ جشنی مانند جشن آتش بیرون از میدان دورۀ تاریخی است. دربارۀ این گونه از جشن ها گمانه زنی های فراوانی می شود که همه به سبب دورافتادن از آغاز، بر پایۀ گمان هستند. فراموش نکنیم که این جشن ها از هر زمانی که بوده باشند، همواره و پیوسته دستخوش دگرگونی بوده اند و برابر با امکانات دوره ای خاص تغییر هنجار داده اند. و گاهی نیز ویژگی های جشنی به جشن همانند خود راه یافته اند. برای نمونه ویژگی های جشن سده و جشن چهارشنبه سوری. به گمان من جشن چهارشنبه سوری که پیش از اسلام – به سبب نبود هفته شمار در گاهشماری ایرانی – به این نام خوانده نمی شده است، جشنی است در پیوند با آتش و برای فراهم آوردن دود برای فروهرهای درگذشتگان خاندان که شب های عید به خانه های خود سرمی زدند بوده است. فروهر ها با دیدن دود خانۀ خود دودمان خود را می یافتند. خانواده ها علاوه بر انگیختن دود خانۀ خود را نیز برای پذیرایی فروهر پاکیزه می کردند. پیداست که آتش افروزی می توانسته است منحصر به اجاق خانه نباشد و پایش به دامنۀ گسترده تری نیز کشیده می شده است. چنان که حیاط خانه و یا کوچه میدان شادمانی کودکان می شود. و می پرسند که جشن چهارشنبه سوری چه پیوندی با گذر سیاوش از آتش دارد؟ به گمان من چهارشنبه سوری با «ور آتش» و گذشتن سیاوش از آتش پیوندی ندارد. گفتنی است که «ور آتش» در میان برخی از دیگر قوم های روزگاران باستانی نیز وجود داشته است. جشن چهارشنبه سوری تقریبا در سراسر ایران داری فرهنگی همانند است. پیداست که توان فراهم آوردن سوخت و امکان فراهم آوردن شادی برای کودکان، نقش مؤثری دارد. لابد که در شهری کودکان را با خرما شادمان می کنند و در کنار نخلستان در جایی دیگر با پسته و یا انار. یا هم با بریانی گندم… در جایی کودکان با کفش «نایک» از روی آتش می پرند و برخی از کودکان با گیوه. و چه بگویم که حتی با پای برهنه… تفاوت از آیین چهارشنبه سوری نیست. از بدآیینی روزگار است… و بدیهی است که زندگی مدرن و دستاوردهای تکنولوژیک هم نقش خود را خواهند داشت. نقش اقتصاد در جشن چهارشنبه سوری به گفت و گویی گسترده تر نیاز دارد که از آن می گذریم! اما پیشنهاد من این است که باید از تبدیل جشن ها به ابزار مبارزه پرهیز کرد. خودیابی با جشن و سرور بهترین و زیباترین نقش را در بهبود زندگی دارد. فراموش نکنیم که جشن در لغت یعنی نیایش! و بدانیم که ما آتش پرست نیستیم و پرستار آتشیم. در این سرزمین آتش بازان… وگرنه به آتش نمی گفتیم: زردی من از تو سرخی تو از من و می دانیم که از آتش باکمی پرستاری می توان زردی را سترد و سرخی درخشانش را افزود. پس چه باک! دل خوش داشتن هم هنریست از مردم نجیب سرزمین آتش بازان… بیاییم فراموش نکنیم، آتش عشق درونمان را به کرامت انسان… و بگوییم همواره: حرمت به انسان! و فراموش نکنیم که به پیشواز سال نو می رویم در بهاران پیش روی!
با فروتنی
پرویز رجبی
در همین راستا مطالبی از
دکتر دوستخواه
ودکتر غیاث بادی

۱ دیدگاه

توصیه به دوستان

دوستان عزیز در گیلانیان متاسقانه سرویس دهنده وبلاگ گیلانیان نصبت به ارسال بیش از حد لینک در یک پست حساس است و در صورتی که در یک پست و یا پستهای متوالی تعداد زبادی لینک ثبت شود سرویس دهند وبلاگ را اسپم تشخیص می دهند و مشکلاتی برای وبلاگ به وجود می اورد ووبلاگ را به صورت موقت مسدود میکند! چنانکه اخیرا مشکلاتی به واسطه همین اشتباه برای وبلاگ شخصی بنده پیش امده. لذا از دوستان وهمکاران در گیلانیان تقاضا دارم نسبت به این موضوع توجه داشته باشند تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری شود.

(4) دیدگاه

آخر سالی که شلوغ باشد

وبلاگ خانه فرهنگ به روز شد. اینجا می توانید گزارشی از جلسه شعر خوانی گیلکی را ببینید که در آن از مهندس عاشور پور هم تقدیر شده.
سری هم به مزدک بزنید که اینجا ویژه نامه هنر و اندیشه گیله وا رو معرفی کرده.
اینجا هم خبری بگیرید از نشریه های دانشگاه گیلان.
این هم معرفی و نقدی است بر نشریه زیته.
( خوشبختانه زیته این شماره اینقدر نقد پر عیار (بیشتر شفاهی و کمی هم کتبی) داشته که ما از الان یه جلسه جمع بندی پرکار رو پیش بینی کنیم)

نوشتن دیدگاه

به مناسبت 8 مارس

خیلی چیز هاست که باید بدانیم و نمی دانیم. خیلی چیزهاست که با وجود اینکه نمی دانیم، به آنها فکر نمی کنیم. «قانون» یکی از آن چیزهایی است که تا وقتی به گرفتاری دچار نشده ایم به فکرش نمی افتیم….
فقط یکی از موارد ذکر شده در دفترچه را با هم بخوانیم:
در قوانین ما حضانت و ولایت فرزندان دو مفهوم جداگانه دارد. حضانت به معنی نگهداری از فرزندان است و ولایت به معنای سرپرستی و اداره امور مالی،تعیین محل زندگی، و… بر اساس قانون مدنی ایران مادر هیچ وقت نمی تواند سرپرست فرزندش باشد.و در صورت نبودن پدر و جد پدری نیز تنها می تواند « قیم» فرزندان خود شود. ولایت و سرپرستی پدر «قهری» است. یعنی اگر حتی خود او نیز بخواهد نمی تواند سرپرستی را به همسرش واگذار کند!!!…
من امضاش می کنم.
به خاطر اون خانم معلم، که شوهرش زیر شکنجه داغون شده و نمی تونه کار کنه. خانومه نمی تونه بچه هاش رو بیمه کنه. چون قانون میگه «فرزندان نمی توانند از حقوق بازنشستگی یا خدمات درمانی مادر استفاده کنند»
یا به خاطر خاله جون که بد جوری سرفه می کنه.( ایران الکتریک اون زمانا وضعیتش رو به راه بود. چند ساعت پشت دستگاه خاک می خورد در روز؟ من که یادم نیست.)
یه کم هم به خاطر خودم. به خاطر خیلی چیزا که هنوز جسارت صحبت کردن دربارش رو ندارم. به خاطر تمام اجحاف هایی که جامعه واسه دختر بودنم بهم تحمیل کرده.
یا شاید به خاطر خاطره تلخی که ثانیه به ثانیه توی ذهنم حک شده. یه نگهبان که حق خودش دونست من رو با کس دیگه اشتباه بگیره. و برخوردهایی که باز توی ذهنم حک شدند. … و این که من سر آخر بدهکار هم شدم. ( بدهکار بهت زده ای بودم)
یا به خاطر چشای نگران فاطمه.وقتی دیروز می گفت زینب هنوز آزاد نشده….
خوندم و تصمیم گرفتم امضا کنم. حتماً امضاش می کنم. دارم از طرح جمع آوری یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز صحبت می کنم.

به مناسبت 8 مارس

http://www.khosoof.com/archive/355.php

http://khosoof.com/archive/356.php

http://www.radiozamaneh.org/news/2007/03/post_967.html

http://www.we4change.com/

(2) دیدگاه

[....]

پيش از اين‌که گزيده وب‌موجی‌های خودم را تقديم کنم، می‌خواهم يک نيم‌چه‌اعتراف بنويسم؛ خطاب به دختربچه‌ای که مطمئن‌ام اين نوشته را نمی‌خواند، که الان برای خودش خانمی شده با آن موهای سياه بلندش، که نمی‌داند چه‌قدر می‌پرستيدم آن موها را:
باور کن، من از خواندن رمان بابالنگ‌دراز خيلی خيلی لذت بردم و بعد از اين هفت هشت سال، هنوز و هميشه دل‌ام می‌خواهد بخوانم‌اش.
(امضا: گرگی که هرگز نخواست آدم باشد)

[...صبح يک‌شنبه/ روزهای تن‌طلايی‌ست!/ عاشق خودم می‌شوم!/ دنبال توجيه منطقی نباشيد/ خودشيفته‌گی چرا نمی‌خواهد!... »»»]

[ماباید اصالتی را می پذیرفتیم و هنوز هم باید بپذیریم که پیشینه آن به زحمت از خود میرزا و آن هم در محدوده ی تهران عقب تر می رود. ایا مثلا "شور" به روایت این ردیف همان شوری است که رودکی باشعر بوی جوی مولیان زد و امیر سامانی را بی موزه بر ترک اسب نشاند و راهی بخارا کرد؟ ما نمی دانیم. هیچکس و هنوز هم نمی داند. در مقابل با مروری در نام و طبیعت بسیاری از گوشه ها و تکه های ضربی این موسیقی می توان دریافت که اغلب درهمان تهران عصر قاجار و برای تفنن شازده های بیکار و بیعار ساخته شده اند... »»»]

[تهران تنها شهری در دنياست که وقتی مردم سوار تاکسی ميشوند ؛ طرفدار بر اندازی هستند ؛ وقتی به مهمانی ميروند اصلاح طلب می شوند ؛ وقتی راه پيمايی ميکنند محافظه کارند ؛ و وقتی سوار موتور سيکلت ميشوند راست افراطی ميشوند... »»»]

[نرم افزاری که در زیر لینک آن داده می شود مؤثرترین راه عبور از فیل ترینگ است .این نرم افزار (onspeed ) علاوه برشکستن فیل ترها سرعت کاربر را درload کردن صفحات وب چند برابر می کند... این برنامه ادعا دارد خط Dial up رو به DSL تبدیل می کند.... »»»]

[شهرام جزایری در یکی از این سوئیت ها به اصطلاح زندانی بود. وی هر روز ساعت 12 شب با ماشین شخصی مدل بالا وارد محوطه زندان می شد و حدود ساعت 4 صبح نیز مجددا با ماشین خود از زندان اوین خارج میشود. هر آنچه که بود وی در همین مدت پنج سال که گفته می شد در زندان است برای بار دوم ازدواج نمود ! ، و بچه دار هم شد و هر از گاهی هم اخباری می رسید که از یکی از اتهامات برائت گرفته است... »»»]

[شعر ترانه My Way درباره مردی است که نزدیک مرگ است و در حالی که به صورت تخیلی با دوستی در حال صحبت است ، به گذشته و زندگی‌اش می‌نگرد و نوعی خودنگری انجام می‌دهد. متن ترانه سرگذشت مردی را نشان می‌دهد که مطمئن ، مصمم و بااراده است و متکی به دیگران نیست. او از نحوه گذران زندگی‌اش و همچنین چیزهایی... »»»]

[آه، مارسيا/ می‌خواهم زيبايی بلند طلايی‌ات/ تدريس شود در دبيرستان/... »»»]

—————————-

اين هم وب‌موجی ورگ:

۱ دیدگاه

نوشته‌های قدیمی‌تر »