# فراخوان مسابقه ورگ! شما هم شرکت کنيد.
# گيلان در عصر سنگ/ بخش دوم تاريخ گيل و ديلم به قلم دکتر عظيمی دوبخشری
# گنبد قابوس را دريابيد.
# بازگشت ملوکانه اربابان بیرعيت!!
# و يک فايل موسيقی برای استراحت:
Astronomy by Metallica
(اين کارشون بازخوانی از يک گروه ديگه است و مربوط به روزهای خوب متاليکاست، نه متاليکای تجاری و دخترمدرسهایپسند امروز!)
آرشیو برای نوامبر, 2006
کاوش در ميان ستارهگان به همراه گرگ!!!
يک خبر و چند پيوند
درآمد توريسم را بیخيال، به يادگار پدرانمان رحم کنيد!
شرحی بر آثار تاريخی لاهيجان (برای من که لاجانی هستم، خيلی جالب و مفيد بود!)
عکسی از مسجد نصيرالملک شيراز (میدونم ربطی به گيلان نداره، اما واقعن قشنگه!)
مازندرانشناسی و کمی هم گيلانشناسی را از اينجا شروع کنيد: دهکده جهانی پارپيرار
نگاهی به زندگی و شعر بيژن نجدی، نوشته شهاب نادری مقدم
و يک خبر:
در روز جمعه 26 آبان، برابر با 12 تير ِ ما از سال 1580 ديلمی، در روستای خورمه (Xormə) و با حضور عزيزانی چون ناصر وحدتی، افشين پرتو، مهندس آلبويه، پروفسور فونبرومژه، نادر زکیپور و بسياری ديگر از شاعران و نويسندهگان و نيز اهالی روستای خورمه، آيين جشن «تيرماسينزه» برگزار شد.
جشن تيرماسينزه، مربوط به سيزدهم تيرمای ديلمی است که به دليل مشکلات رفت و آمد، يک روز زودتر و در روز تعطيل جمعه برگزار شد.گزارش تصويری و مفصل اين جشن را به زودی در وبسايت ورگ خواهيد خواند.
تجارت کثیف
آیا می توان فهمید که منشا آگاهی از کجاست؟
همه ی این مطالب رو گهگاه تو ذهنم مرور می کنم. یه روز این سوال تو ذهنم شکل گرفت: «اصلاً آیا می توان فهمید که منشا آگاهی از کجاست؟». سعی کردم با استدلال زیر نشان دهم که جواب سوال منفی است (البته مصر و مدعی نیستم که این استدلال درست است):
برهان: فرض می کنیم روزی فهمیدیم که منشا آگاهی از کجاست (گزاره A). حال فرض می کنیم X گزاره ای باشد که به صورت آگاهانه بر ما معلوم باشد. گزاره A را می توان به این صورت هم نوشت: «منشا آگاهی W است» (گزاره B)، که W همان منشا آگاهی کشف شده است. پش W عامل بوجود آوردن آگاهی من نسبت به این دنیا، خودم و هرچه به آن آگاهی دارم است. پس می توانیم بگوئیم «W باعث شده است که من نسبت به X آگاهی یابم» (گزاره C). گزاره C اکنون بر من معلوم است (به صورت آگاهانه). پس می توانیم در C به جای X گزاره C را قرار دهیم. یعنی می شود: «W باعث شده است که من نسبت به اینکه W باعث شده است که من نسبت به X آگاهی یابم، آگاهی یابم»! مجدداً به جای X گزاره C را قرار می دهیم. حال اگر همین مراحل را ادامه دهیم به گزاره ای می رسیم که از بی نهایت قسمت ساخته شده است. آیا می توان آن را ارزیابی کرد و فهمید که درست است یا نادرست؟ نمی توان. زیرا بی نهایت در ذهن نمی گنجد.
از قبل می دانیم که اگر P گزاره ای درست باشد و با کمک استدلال های دقیق از آن به گزاره Q برسیم، Q هر چه می خواهد باشد، درست است. اما ما به Q ای رسیده ایم که در درست بودن یا نبودن آن شک داریم، پس P (همان C) هم مبهم است (چون اگر به وضوح درست بود، Q هم به وضوح صحیح می شد). پس C مبهم است. یعنی نمی توانیم بگوئیم گزاره «W باعث شده است که من نسبت به X آگاهی یابم» درست است. لذا هیچ وقت نمی توان مطمئن شد که چیزی که ما آن را منشا آگاهی می دانیم، واقعاً منشا آن است یا خیر.
چند لينک جديد
گيلکی بخوانيم، گيلکی بنويسيم/ ششمين بخش از سلسله يادداشتهای درستنويسی گيلکی: اسم مفعول و اسم فاعل.
گيلان؛ ريشهها/ برای کسانی که دوست دارند تاريخ گيلکان را از آغاز تا امروز، به زبانی ساده اما علمی بخوانند.
اين هم گزارش سايت بیبیسی از بزرگداشت ناصر مسعودی در تالار وحدت.


